السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )

189

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )

همچنان بود تا اين كه « وهابىها آنجا را منهدم كردند و مطابق عادت خود در جلوگيرى از تبرك جستن به آثار پيامبران و صالحان ، مردم را از زيارت آنجا بازداشتند و به اصطبل چارپايان تبديل كردند . » « 1 » ب . دوران شيرخوارگى گفته مىشود ، آمنه دو يا سه روز فرزندش را شير داد . سپس ثويبه كنيز ابو لهب ، چند روز به آن حضرت شير داد . « 2 » سپس حليمه سعديه به مكّه آمد تا با پيدا كردن كودك شيرخوار ، از حمايت خانواده و كمك هزينه‌اى كه از آنان خواهد گرفت ؛ بهره‌مند شود . هنگامى كه پيامبر ( ص ) را به او دادند ، در ابتداى امر اين پيشنهاد را رد كرد ، زيرا يتيم بود و پدر نداشت . حليمه كه از پيدا كردن شيرخوار مأيوس شد ، بازگشت و او را با خود برد . محمّد با خود خير و بركت به خانه حليمه آورد . حليمه او را دو سال شير داد . سپس او را به خانواده‌اش بازگرداند . برخى معتقدند كه نپذيرفتن محمّد به خاطر يتيمى نمىتواند ، درست باشد ، زيرا كفيل او عبد المطلب بزرگ مكّه بود و مادرش آمنه دختر وهب از اشراف مكّه . از سوى ديگر كسانى عقيده دارند كه هنوز در آن ايام ، پدرش عبد اللّه از دنيا نرفته بود . چند ماه پس از تولد پيامبر ( ص ) كه گفته مىشود ، هفت يا هشت ماه و بيست روز بود ، عبد اللّه از دنيا رفت . « 3 » ج . چرا باديه ؟ عادت اشراف مكّه بود كه فرزندان خود را براى شيرخوارى به باديه

--> ( 1 ) . اعيان الشيعة ، 2 / 7 . ( 2 ) . قاموس الرجال ، 10 / 417 . ( 3 ) . صفة الصفوة ، 1 / 51 ؛ كشف الغمّه ، 1 / 16 .